میدونی که میرمو کم میکنم شرمو میکشم قلبمو بیمعرفت
تو میشی سرحال منم خستم از طعنه هات
بودم عروسک تو دستات بیمعرفت
تو نیا اصلا ولی نه نمیخوام دلمو تو باز ببری
نه نمیدونی حتی یکم قدر من نه نمیتونی هرکی رسید ضربه زد
کی بود که نازتو خرید این دلم که فکر کردی از همه سری
نه نمیدونی حتی یکم قدر من نه نمیتونی هرکی رسید ضربه زد
میرمو میرمو آره دیوونمو کم میشه شرمو میکشم قلبمو بیمعرفت
هر وقت هوس کردی میای آخه تو فکر کردی من با خیلیااام
که تو رو دوست دارم خیلی زیاد بیمعرفت
تو بری من میمیرم قلبمو پس میگیرم تو جوونی بی تو پیرم من میمیرم
بیمعرفت
برچسبها :
غمگینـــم . . .
وقتی همه ی جفت ها تنهائیــم را به رخم میکشند!!
حتی جوراب هایــــم . . .
غروب گفت:
اگرچه زیبا ترین و تماشایی ترینم و طلوع را می توانم سرخ و گریان سازم
اما گاهی عجیب دلم برای طلوع تنگ می شود
آسمان گفت :
اگرچه آبی و نیلگونم و درخشان از ماه و ستارگانم
اما گاهی دلم برای زمین تنگ می شود وغم دوریه زمین مرا بارانی می کند
خورشید گفت :
گرچه گرم و خیره کننده ست روشنایی ام
و تمام زیبایی ماه از من است
اما حسرت نوازش مهتاب آزارم می دهد و روزی نیست که دلتنگش نشوم

حواس فاصله ها را پرت کرده ام
بيــــــــــ ـــــــ ـــــــــ ـــــــــ ـــــا
...
!

چندیست مرده ام
اما کسی باور نمی کند
این مردم تا به عزایم ننشینند مرگم را باور نمی کنند ...!

خیلی تنھا شدم . . .
خیلی وقتست کسی برای من وقت ندارد . . .
حتی شیطان برای گول زدنم . . .

برچسبها :
آیا میدانستید که فیل بالغ روزانه 220 کیلو گرم غذا و 200 لیتر آب مصرف میکند
آیا میدانستید که گربه و سگ پنج نوع گروه خون دارند در حالیکه انسان چهار نوع گروه خون داد
آیا میدانستید که روباه همه چیز را خاکستری رنگ می بیند
آیا میدانستید که 1300 کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد
آیا میدانستید که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند تا سرعت 200 کیلو متر در ساعت پرواز کند
آیا میدانستید که در شیلی صحرایی وجود دارد که هزاران سال میشود در آن باران نباریده
آیا میدانستید که حنجره زرافه تار صوتی ندارد و گنگ است
آیا میدانستید که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست
آیا میدانستید که شبکه چشم انسان 135 میلیون سلول احساس دارد که مسئولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارند
آیا میدانستید که بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد
آیا میدانستید که تنها موجودیکه میتواند به پشت بخوابد انسان است
آیا میدانستید که چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ مختلف را ببیند و از هم دیگر جدا نماید
آیا میدانستید که تعداد افرادی که در اثر گزیدگی زنبور می میرند بیش از افرادی هستند که در اثر مار گزیدگی می میرند
آیا میدانستید که تنها غذائی که خراب نمی شود عسل است
آیا میدانستید که مورچه نسبت به بدن اش بزرگترین مغز را دارد
آیا میدانستید که موش های صحرایی چنان تکثیر پیدا میکند که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند
آیا میدانستید که جنین انسان بعد از هفده هفته می تواند خواب هم ببیند
آیا میدانید که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که بدون برگشتن به عقب پشت سر خود را ببینند
آیا میدانستید که میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید می کند برای تولید برق مورد نیاز تمام کشور های جهان براییکند مدت یک میلیون سال کافی است
آیا میدانستید که حلزون می تواند تا سه سال بخوابد
آیا میدانستید که پلک زدن زنان دو برار پللک زدن مردان است
آیا میدانستید که قدیمترین بنا در شمال توکیو است پانصد هزار سال قدمت دارد
آیا میدانستید که مقاوم ترین ماهیچه در بدن ، زبان است
آیا میدانستید که لایه پوستی که آرنج دست را پوشیده هر ده روز یکبار عوض میشود
آیا میدانستید که در هر قطره آب 3300 میلیون اتم وجود دارد
آیا میدانستید که تجربه نشان داده است که مرغ با شنیدن موسیقی بزرگترین تخم را میگذارد
آیا میدانستید که مورچه کارگر تا پنج سال و مورچه ملکه تا بیست و پنج سال عمر میکند
آیا میدانستید که زنبور عسل دو معده دارد یکی برای جمع آوری عسل و دیگری برای هضم غذا
آیا میدانستید که زمانیکه عطسه میکنید قلب شما به اندازه یک میلیونم ثانیه ایست می کند
آیا میدانستید که خوک ها به لحاظ فیزیک بدن قادر به دیدن آسمان نیستند
برچسبها :
پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدودا دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود، به همسرش گفت که در بطری را ببندد و آن را در قفسه قرار دهد. مادر پرمشغله موضوع را بهکل فراموش کرد.
پسربچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد، به سمتش رفت و همۀ آن را خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهتزده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.
وقتی شوهر پریشانحال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته، رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه به زبان آورد.
فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟
شوهر فقط گفت: عزیزم دوستت دارم!
عکسالعمل کاملا غیرمنتظرۀ شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکتهای برای خطاکار دانستن مادر وجود نداشت. بهعلاوه، اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سر جایش قرار میداد، شاید آن اتفاق نمیافتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود نداشت. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده بود و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت، دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. و آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.
گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک رخداد صرف میکنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که میشناسیم؛ و فراموش میکنیم که میتوانیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسانترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشتههایتان را گرامی بدارید. غمها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.
اگر هرکسی میتوانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود میداشت.
حسادتها، رشکها و بیمیلیها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما میپندارید حاد نیستند.
شما بودید چه واکنشی نشان میدادید؟
برچسبها :