˙·٠•●♥ شیک باش ♥●•٠·˙

    نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> :: چهارشنبه 14 فروردین 1392



نه تو می مانی، نه اندوه و .... 
نه هیچ یک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم... خواهد رفت 
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند 
لحظه ها عریانند ...
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان 
هرگز ...!!!
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید 
و اگر بغض کنی ....
آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد...!!!
گنجه دیروزت پرشداز حسرت واندوه وچه حیف
بسته های فردا همه... ای کاش!.... ای کاش!
ظرف این لحظه ولیکن خالی است
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهدبود ؟
غم که ازراه رسید،دراین سینه براوبازمکن
تاخدایک رگ گردن باقی ست
تاخدامانده!... به غم وعده این خانه ... مده  
سهراب  سپهری



برچسب‌ها :


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران